بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

550

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

از محل تحليل كنند بمحللات قوى كه ماده را از عمق بكشد انگاه عضو را تقويت نمايند تا ديگر فضله را قبول نكند و آن عادت ازو زائل شود و آنجا كه كهنه شده باشد استفراغ حاجت نبود و در تحليل بايد كوشيدن به دستورى كه بعد تنقيه مذكور مىگردد امّا آنجا كه در اوائل ماده دموى غالب يابند ابتدا بفصد باسليق از جانب محاذى بايد كردن و دو روز روزه فرمودن و يا چيزى قليل لطيف دادن بعده چون درد از جانب وحشى ران و ساق فرود آمده بود يا از عرق النسا فصد كردن و چون از جانب انسى فرود آمده باشد فصد صافن كردن و بعد مهلتى بيك‌بار ارزك كه بر پشت پاى نهاده است ميان بنصر و خنضر فصد كردن و بعضى گفته‌اند كه فصد اين عرق بهتر از فصد عرق النسا بود و بعضى گفته‌اند كه بعد فصد اين عرق يا از باسليق صواب باشد و جالينوس گويد كه فصد صافن و هابض درين مرض انفع است از فصد عرق النسا و مابض انفع از صافنست و بعضى مجربان گفته‌اند كه اولى آن بود كه در روز قبل از فصد هر روز يك نوبت حقنه كند و در دموى هم مسهل فائده عظيم رساند و بعضى گفته‌اند كه در مسهل اگر چيزى سحج‌آورنده كنند نافع بود زيرا كه بسيار واقع شود كه در درد سرين و عرق النسا سحج و اسهال خون واقع شود صحت يابند چنانچه در آبله فرنگ و بعد اين تنقيها تيزاب كارى بايد كردن بر تمامى رگ يا بر حقهء ران در عرق النسا و غيره بايد كردن و در حقهء ران برود و مدد روغنهاى سوختن بيك‌بار يا بدفعات از هر دو مرض و در ان اثناها از مولدات مادهء مرض و مضعفات عضو به قدر امكان حذر كردن و گفته‌اند كه محجمه ماده را از قعر محل بيرون كشيدن و بعد از ان محل را بمقراض ريش ساختن تا دفع شود يا سرط كردن بدستور حجامت و خون بسيار از ان كشيدن و زياده از قاعده علاجها بايد كردن و از مطلق اين علتها تدبيرى كه خشك‌كنندهء ماده و خام‌كننده آن بود از داخل يا خارج نشايد كردن و استعانت بمقويات عضو بدن بعد تنقيه لازم و نافع بود و قبل از ان مضر بود و مقويات همان است كه مرارا مذكور شده و مداومت آنها هم هيچ اين علتها را نكند و اگر بعضى دواها يابند كه در ان هم جذب ماده از محل و تحليل آن و تقويت عضو باشد از خارج به كار داشتن آن را فوزى عظيم بايد دانستن بلكه جز ان استعمال كردن خطا بود و آنچه نفع و جمعيت اين خواص درو بتجربه رسيده است تيزاب مدبر سيماب و حلتيت است